فال حافظ روزانه شنبه 24 مرداد 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 174
مژده اي دل که دگر باد صبا بازآمد ، هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد برکش اي مرغ سحر نغمه داوودي باز ، که سليمان گل از باد هوا بازآمد عارفي کو که کند فهم زبان سوسن ، تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد مردمي کرد و کرم لطف خداداد به من ، کان بت ماه رخ از راه وفا بازآمد لاله بوي مي نوشين بشنيد از دم صبح ، داغ دل بود به اميد دوا بازآمد چشم من در ره اين قافله راه بماند ، تا به گوش دلم آواز درا بازآمد
گر چه حافظ در رنجش زد و پيمان بشکست
،
لطف او بين که به لطف از در ما بازآمد
تعبیر:
بشارت باد که شاهد مقصود را در بر خواهی گرفت و دنیا به کام تو خواهد چرخید. دوستان را فراموش نکن. به زودی دشمنی ها به دوستی مبدل می شود.
فال حافظ روزانه شنبه 24 مرداد 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 286
دوش با من گفت پنهان کارداني تيزهوش ، و از شما پنهان نشايد کرد سر مي فروش گفت آسان گير بر خود کارها کز روي طبع ، سخت مي گردد جهان بر مردمان سختکوش وان گهم درداد جامي کز فروغش بر فلک ، زهره در رقص آمد و بربط زنان مي گفت نوش با دل خونين لب خندان بياور همچو جام ، ني گرت زخمي رسد آيي چو چنگ اندر خروش تا نگردي آشنا زين پرده رمزي نشنوي ، گوش نامحرم نباشد جاي پيغام سروش گوش کن پند اي پسر و از بهر دنيا غم مخور ، گفتمت چون در حديثي گر تواني داشت هوش در حريم عشق نتوان زد دم از گفت و شنيد ، زان که آن جا جمله اعضا چشم بايد بود و گوش بر بساط نکته دانان خودفروشي شرط نيست ، يا سخن دانسته گو اي مرد عاقل يا خموش
ساقيا مي ده که رندي هاي حافظ فهم کرد
،
آصف صاحب قران جرم بخش عيب پوش
تعبیر:
در برابر سختیها و مشکلات استقامت کن و روحیه ی خود را نباز. دنیا را سخت نگیر. دل به خدا بسپار و توکل کن تا روحیه ای قوی داشته باشی. غم های خود را آشکار نکن تا روحیه ی خانواده و اطرافیان را از بین نبری. عاقبت اندیش باش و در هرکار با عقل و خرد کار کن.
فال حافظ روزانه شنبه 24 مرداد 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 75
خواب آن نرگس فتان تو بي چيزي نيست ، تاب آن زلف پريشان تو بي چيزي نيست از لبت شير روان بود که من مي گفتم ، اين شکر گرد نمکدان تو بي چيزي نيست جان درازي تو بادا که يقين مي دانم ، در کمان ناوک مژگان تو بي چيزي نيست مبتلايي به غم محنت و اندوه فراق ، اي دل اين ناله و افغان تو بي چيزي نيست دوش باد از سر کويش به گلستان بگذشت ، اي گل اين چاک گريبان تو بي چيزي نيست
درد عشق ار چه دل از خلق نهان مي دارد
،
حافظ اين ديده گريان تو بي چيزي نيست
تعبیر:
شکست تو در این راه پله ی صعودی است در راهی و هرگونه نقصان حکمتی دارد. چه بسا سلامتی تو در فقر باشد. امیدت را از دست نده. فعلاصلاح در این است که روزگار را اینطور طی کنی و یقین بدان راز بودن تو در این است که با روزگار صلح کنی.
فال حافظ روزانه شنبه 24 مرداد 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 90
اي هدهد صبا به سبا مي فرستمت ، بنگر که از کجا به کجا مي فرستمت حيف است طايري چو تو در خاکدان غم ، زين جا به آشيان وفا مي فرستمت در راه عشق مرحله قرب و بعد نيست ، مي بينمت عيان و دعا مي فرستمت هر صبح و شام قافله اي از دعاي خير ، در صحبت شمال و صبا مي فرستمت تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب ، جان عزيز خود به نوا مي فرستمت اي غايب از نظر که شدي همنشين دل ، مي گويمت دعا و ثنا مي فرستمت در روي خود تفرج صنع خداي کن ، کآيينه خداي نما مي فرستمت تا مطربان ز شوق منت آگهي دهند ، قول و غزل به ساز و نوا مي فرستمت ساقي بيا که هاتف غيبم به مژده گفت ، با درد صبر کن که دوا مي فرستمت
حافظ سرود مجلس ما ذکر خير توست
،
بشتاب هان که اسب و قبا مي فرستمت
تعبیر:
صبر و تحمل داشته باش. به زودی لطف خدا شامل حال تو می گردد و از اندوه و حسرت نجات پیدا می کنی. دیدار با دوست و محبوب چندان دور نیست و به زودی به آرزوی خود می رسی.
فال حافظ روزانه شنبه 24 مرداد 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 329
جوزا سحر نهاد حمايل برابرم ، يعني غلام شاهم و سوگند مي خورم ساقي بيا که از مدد بخت کارساز ، کامي که خواستم ز خدا شد ميسرم جامي بده که باز به شادي روي شاه ، پيرانه سر هواي جوانيست در سرم راهم مزن به وصف زلال خضر که من ، از جام شاه جرعه کش حوض کوثرم شاها اگر به عرش رسانم سرير فضل ، مملوک اين جنابم و مسکين اين درم من جرعه نوش بزم تو بودم هزار سال ، کي ترک آبخورد کند طبع خوگرم ور باورت نمي کند از بنده اين حديث ، از گفته کمال دليلي بياورم گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر ، آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم منصور بن مظفر غازيست حرز من ، و از اين خجسته نام بر اعدا مظفرم عهد الست من همه با عشق شاه بود ، و از شاهراه عمر بدين عهد بگذرم گردون چو کرد نظم ثريا به نام شاه ، من نظم در چرا نکنم از که کمترم شاهين صفت چو طعمه چشيدم ز دست شاه ، کي باشد التفات به صيد کبوترم اي شاه شيرگير چه کم گردد ار شود ، در سايه تو ملک فراغت ميسرم شعرم به يمن مدح تو صد ملک دل گشاد ، گويي که تيغ توست زبان سخنورم بر گلشني اگر بگذشتم چو باد صبح ، ني عشق سرو بود و نه شوق صنوبرم بوي تو مي شنيدم و بر ياد روي تو ، دادند ساقيان طرب يک دو ساغرم مستي به آب يک دو عنب وضع بنده نيست ، من سالخورده پير خرابات پرورم با سير اختر فلکم داوري بسيست ، انصاف شاه باد در اين قصه ياورم شکر خدا که باز در اين اوج بارگاه ، طاووس عرش مي شنود صيت شهپرم نامم ز کارخانه عشاق محو باد ، گر جز محبت تو بود شغل ديگرم شبل الاسد به صيد دلم حمله کرد و من ، گر لاغرم وگرنه شکار غضنفرم اي عاشقان روي تو از ذره بيشتر ، من کي رسم به وصل تو کز ذره کمترم بنما به من که منکر حسن رخ تو کيست ، تا ديده اش به گزلک غيرت برآورم بر من فتاد سايه خورشيد سلطنت ، و اکنون فراغت است ز خورشيد خاورم
مقصود از اين معامله بازارتيزي است
،
ني جلوه مي فروشم و ني عشوه مي خرم
تعبیر:
بخت و اقبال با تو همراه است و روزگار روی خوش را به تو نشان می دهد. خداوند را سپاسگزار باش تا نعمات خود را از تو دریغ نکند. به عهد و پیمان خود پایبند و وفادار باش تا حق دوستی را به جای آورده باشی.
فال حافظ روزانه شنبه 24 مرداد 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 368
خيز تا از در ميخانه گشادي طلبيم ، به ره دوست نشينيم و مرادي طلبيم زاد راه حرم وصل نداريم مگر ، به گدايي ز در ميکده زادي طلبيم اشک آلوده ما گر چه روان است ولي ، به رسالت سوي او پاک نهادي طلبيم لذت داغ غمت بر دل ما باد حرام ، اگر از جور غم عشق تو دادي طلبيم نقطه خال تو بر لوح بصر نتوان زد ، مگر از مردمک ديده مدادي طلبيم عشوه اي از لب شيرين تو دل خواست به جان ، به شکرخنده لبت گفت مزادي طلبيم تا بود نسخه عطري دل سودازده را ، از خط غاليه ساي تو سوادي طلبيم چون غمت را نتوان يافت مگر در دل شاد ، ما به اميد غمت خاطر شادي طلبيم
بر در مدرسه تا چند نشيني حافظ
،
خيز تا از در ميخانه گشادي طلبيم
تعبیر:
همه ی سختی ها و مشکلات بر طرف می شود، به شرط آنکه به تلاش خود ادامه بدهی. در زندگی تو گشادگی و سعادت پدید می آید و گرفتاری ها از بین خواهد رفت.
فال حافظ روزانه شنبه 24 مرداد 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 297
زبان خامه ندارد سر بيان فراق ، وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق دريغ مدت عمرم که بر اميد وصال ، به سر رسيد و نيامد به سر زمان فراق سري که بر سر گردون به فخر مي سودم ، به راستان که نهادم بر آستان فراق چگونه باز کنم بال در هواي وصال ، که ريخت مرغ دلم پر در آشيان فراق کنون چه چاره که در بحر غم به گردابي ، فتاد زورق صبرم ز بادبان فراق بسي نماند که کشتي عمر غرقه شود ، ز موج شوق تو در بحر بي کران فراق اگر به دست من افتد فراق را بکشم ، که روز هجر سيه باد و خان و مان فراق رفيق خيل خياليم و همنشين شکيب ، قرين آتش هجران و هم قران فراق چگونه دعوي وصلت کنم به جان که شده ست ، تنم وکيل قضا و دلم ضمان فراق ز سوز شوق دلم شد کباب دور از يار ، مدام خون جگر مي خورم ز خوان فراق فلک چو ديد سرم را اسير چنبر عشق ، ببست گردن صبرم به ريسمان فراق
به پاي شوق گر اين ره به سر شدي حافظ
،
به دست هجر ندادي کسي عنان فراق
تعبیر:
با وجود تمام سختی ها و ناکامی ها، امید خود را از دست نده. اگر به هدف و مقصود خود ایمان داری، صبور و شکیبا باش. همه ی غم ها و ناکامی ها پایانی جز شادی و وصال ندارند. امید داشته باش.
فال حافظ روزانه شنبه 24 مرداد 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 251
شب وصل است و طي شد نامه هجر ، سلام فيه حتي مطلع الفجر دلا در عاشقي ثابت قدم باش ، که در اين ره نباشد کار بي اجر من از رندي نخواهم کرد توبه ، و لو آذيتني بالهجر و الحجر برآي اي صبح روشن دل خدا را ، که بس تاريک مي بينم شب هجر دلم رفت و نديدم روي دلدار ، فغان از اين تطاول آه از اين زجر
وفا خواهي جفاکش باش حافظ
،
فان الربح و الخسران في التجر
تعبیر:
باید رنج و مصیبت ها را تحمل کنی تا به نتیجه برسی. روزگار ناکامی به زودی طی می شود به شرط آنکه صبور باشی و امید خود را از دست ندهی و از حرکت و تلاش منصرف نشوی.
فال حافظ روزانه شنبه 24 مرداد 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 264
خيز و در کاسه زر آب طربناک انداز ، پيشتر زان که شود کاسه سر خاک انداز عاقبت منزل ما وادي خاموشان است ، حاليا غلغله در گنبد افلاک انداز چشم آلوده نظر از رخ جانان دور است ، بر رخ او نظر از آينه پاک انداز به سر سبز تو اي سرو که گر خاک شوم ، ناز از سر بنه و سايه بر اين خاک انداز دل ما را که ز مار سر زلف تو بخست ، از لب خود به شفاخانه ترياک انداز ملک اين مزرعه داني که ثباتي ندهد ، آتشي از جگر جام در املاک انداز غسل در اشک زدم کاهل طريقت گويند ، پاک شو اول و پس ديده بر آن پاک انداز يا رب آن زاهد خودبين که بجز عيب نديد ، دود آهيش در آيينه ادراک انداز
چون گل از نکهت او جامه قبا کن حافظ
،
وين قبا در ره آن قامت چالاک انداز
تعبیر:
از لحظه های عمر بهره ی کافی بگیر و زندگی را در طلب آرزوهای دور و دراز به هدر نده. به آنچه داری قانع باش و از زندگی لذت ببر. خانواده ی خوبی داری. رنج و زحمت دنیا را بیهوده برای خود به وجود نیاور.
فال حافظ روزانه شنبه 24 مرداد 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 43
صحن بستان ذوق بخش و صحبت ياران خوش است ، وقت گل خوش باد کز وي وقت ميخواران خوش است از صبا هر دم مشام جان ما خوش مي شود ، آري آري طيب انفاس هواداران خوش است ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز کرد ، ناله کن بلبل که گلبانگ دل افکاران خوش است مرغ خوشخوان را بشارت باد کاندر راه عشق ، دوست را با ناله شب هاي بيداران خوش است نيست در بازار عالم خوشدلي ور زان که هست ، شيوه رندي و خوش باشي عياران خوش است از زبان سوسن آزاده ام آمد به گوش ، کاندر اين دير کهن کار سبکباران خوش است
حافظا ترک جهان گفتن طريق خوشدليست
،
تا نپنداري که احوال جهان داران خوش است
تعبیر:
دوران سختی به پایان می رسد. از ناملایمات زندگی و سرزنش دیگران هراس نداشته باش. قانع و راضی باش و از پیروزی خود مغرور نشو. با صداقت و صفا زندگی کن.
فال حافظ روزانه شنبه 24 مرداد 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 202
بود آيا که در ميکده ها بگشايند ، گره از کار فروبسته ما بگشايند اگر از بهر دل زاهد خودبين بستند ، دل قوي دار که از بهر خدا بگشايند به صفاي دل رندان صبوحي زدگان ، بس در بسته به مفتاح دعا بگشايند نامه تعزيت دختر رز بنويسيد ، تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشايند گيسوي چنگ ببريد به مرگ مي ناب ، تا حريفان همه خون از مژه ها بگشايند در ميخانه ببستند خدايا مپسند ، که در خانه تزوير و ريا بگشايند
حافظ اين خرقه که داري تو ببيني فردا
،
که چه زنار ز زيرش به دغا بگشايند
تعبیر:
گرفتار رنج و مصیبتی شده ای، اما نا امید نباش. پایان هر شب سیاه سپیدی روز است. دعا و نیایش به درگاه خدا به قلب تو آرامش می بخشد و به تو کمک می کند تا بهتر تصمیم بگیری. امیدوار باش.
فال حافظ روزانه شنبه 24 مرداد 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 319
سال ها پيروي مذهب رندان کردم ، تا به فتوي خرد حرص به زندان کردم من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راه ، قطع اين مرحله با مرغ سليمان کردم سايه اي بر دل ريشم فکن اي گنج روان ، که من اين خانه به سوداي تو ويران کردم توبه کردم که نبوسم لب ساقي و کنون ، مي گزم لب که چرا گوش به نادان کردم در خلاف آمد عادت بطلب کام که من ، کسب جمعيت از آن زلف پريشان کردم نقش مستوري و مستي نه به دست من و توست ، آن چه سلطان ازل گفت بکن آن کردم دارم از لطف ازل جنت فردوس طمع ، گر چه درباني ميخانه فراوان کردم اين که پيرانه سرم صحبت يوسف بنواخت ، اجر صبريست که در کلبه احزان کردم صبح خيزي و سلامت طلبي چون حافظ ، هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
گر به ديوان غزل صدرنشينم چه عجب
،
سال ها بندگي صاحب ديوان کردم
تعبیر:
سعی و تلاش تو نتیجه خواهد داد و سرانجام به مقصود خود خواهی رسید. با دوستان مشورت کن و به سخنان دشمنان گوش فرا نده. دوست و دشمن را بشناس. عقل و تدبیر را در همه جا به کار ببند تا نادم و پشیمان نشوی. خدا را فراموش نکن.